Telegram Ads Spy
Sign in
Telegram Ads Spy
Account menu

Channel

داستان سکسی | رمان | داستانکده

@dastansexyroman
Created October 13, 2023Advertised since May 2026
AR · العربيةSponsored-eligible
Members
10,717
Avg. views
854
CPM (est.)
—
Ads indexed
0

Updated: 2026-10-23

Cashier signals

Paid media
Yes
Paid reactions
Yes
Paid messages
Yes

Ad niches in this channel

Top advertisers in this channel

All advertisers in this channel →

Activity

05-049 weeks09-28

Recent posts

  • October 13, 2026

    مامان میلف و شوهرخاله 60 ساله اش (۱) #مامان سلام به همگی. داستانی که میخوام بگم کاملا واقعیه و همین ماه قبل اتفاق افتاده و امیدوارم لذت ببرید. اسم من ایلیاست و تک فرزندم و با مامان…

    10,281 views65 reactionsOpen in Telegram
  • October 12, 2026

    کلاب ماساژ در تهران #ماساژ سلام بچه ها اسم من سعید هستش گاهی ما آدما با دیدن فیلم پورن تصور میکنم سکس همینقدر عجیب و عالی و بی نقص است ولی در واقعیت دردسر های هم دارد داستان من بر …

    10,915 views47 reactionsOpen in Telegram
  • July 6, 2026

    سکس با عمو قسمت دوم: گفتم عمو تو رو خدا یواش دارم میمیرم یواش عوضی گفت کصت باید جر بخوره زیرم اینقد محکم تلمبه زد به هر روشی ک فکرش بکنی منو کرد شاید بگم یه ساعت تمام تو کصم تلمبه …

    88,656 views204 reactionsOpen in Telegram
  • July 6, 2026

    مائده و عمو #سن_بالا #عمو قسمت اول: سلام امیدوارم حال دلتون خوب باشه دوستان این،جریانی ک میخوام بگم واسه دیروزه لطفا فحش ندید باور کنید همش حقیقته من اسمم مائده ۳۲ سالمه تپلم و سفی…

    85,312 views228 reactionsOpen in Telegram
  • June 11, 2026

    سکس با مرد سیاهپوست قسمت دوم: چند دقیقه بالا پایین کردم اونجا ارضا شدم …چشاش منو خمارش میکرد …گفت سیما بهم پشت کن با کونت بشین رو کیرم گفتم محمد خیلی کیرت گندست گفت میخوای با کون گ…

    98,857 views132 reactionsOpen in Telegram
  • June 11, 2026

    سکس با مرد سیاهپوست #زن_بیوه #سیاهپوست قسمت اول: سلام سیما هستم ۲۹سالمه بیوه ام ی دختر دارم۸ساله .قدم ۱۷۰ وزنم ۶۹ شمالیم رنگ پوستم سفیده استایلمم خوبه کونم تقریبا بزرگه سینم ۷۵دختر…

    95,793 views215 reactionsOpen in Telegram
  • May 31, 2026

    سکس با نگهبان شرکت قسمت دوم: با اخم گفت. کلید رو بده من. برو رد کارت. من حال و حوصله ندارم. یه کم خودم رو لوس کردم و با ناز دوباره گفتم. بگو دیگه عمو جون. گفت دختر جان یه دختر رو م…

    87,367 views202 reactionsOpen in Telegram
  • May 31, 2026

    بدون عجله کمربندش رو باز کرد. وای چی میدیدم. یه کیر به اندازه مچ دست من. بدون اینکه بپرسه آروم روی کس من مالش داد. یا یه تف خیسش کرد. وقتی سر کیرش وارد کسم شد از درد داشتم غش میکرد…

    94,380 views128 reactionsOpen in Telegram

Research from the blog

All →

No ads indexed yet.

This channel was added to our crawler but no sponsored impressions have surfaced yet. Subscribe below — we will ping you on the first hit.

Tracked since 2026-05-17 · last ad check 2026-10-23 23:26 UTC